سفارش تبلیغ
صبا ویژن

باران بهانه بود تا زیر چتر تو تا انتهای کوچه بیایم...!!

من و این همه غصه...

من وشبهایی که سخت صبح میشوند...

من و آوای سکوت شبانگاهم...

من پر بودنم از خالی بودنت اینجا...

من وفریاد هایم از سکوت...

من وعالمی که چشم دیدنمان را ندارد...

من وهق هق های بی صدایم...

من و زانو هایم که شبها درآغوششان میکشم...

من و اوهام نجوایت که مرا میخوانی...

من و دلتنگی

من و نبودنت

من وگریه

نگران من نباش!

مرا تنها نمیگذارند...

نمیبینی؟!

من و این همه غصه...!!!



+ نوشته شده در چهارشنبه 93/5/22 ساعت 10:32 صبح توسط یاسی | نظر