• وبلاگ : باران بهانه بود تا زير چتر تو تا انتهاي کوچه بيايم...!!
  • يادداشت : دلم يک ...
  • نظرات : 1 خصوصي ، 37 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     


    به مادر قول داده بود برمي گردد

    . چشم مادر که به استخوان هاي بي جمجمه افتاد لبخند تلخي زد و گفت :‎


    ‎بچه ام سرش مي رفت قولش نمي رفت."

    ×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.××.×.×.×.×.×.×.


    گفت " خيلي ميترسم " .

    گفتم " چرا " .


    گفت " چون از ته دل خوشحالم .


    اين جور خوشحالي ترسناک است "


    . پرسيدم آخر چرا و او جواب داد " وقتي آدم اين جور خوشحال باشد

    سرنوشت آماده است چيزي را از آدم بگيرد " .


    ×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.×.××.×.×.×.×.×.×.

    پاسخ

    خيلي زيبا بودن ...ممنون خيلي:))