• وبلاگ : باران بهانه بود تا زير چتر تو تا انتهاي کوچه بيايم...!!
  • يادداشت : ............
  • نظرات : 0 خصوصي ، 26 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     

    ميـدوني بن بست زنـدگي کـجـاست ؟


    جــايــي کـه


    نـه حـــق خــواسـتن داري


    نـه تــوانــايـي فـــرامــوش کـــردن


    پاسخ

    همشون فوق العادن مثه هميشه
    پست قشنگي بود
    خيلي مفهومي بود
    عالييييييي بود
    دم شما هم گرم بود
    چايي هم خوب بود:)
    دلتنگي را گذاشته ام لب طاقچه هر روز نگاهش کنم مبادا کم رنگ شوي در خاطرم محو شوي

    پاسخ

    ممنون....ميسي....
    خــودم قبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه مي شــود روي
    گرد و خـــاک تنـــم يــادگــاري نــوشت… بنويس و برو…!!!
    پاسخ

    هيييييييييي
    شک کرده بودم کسي بين ماست !
    حالا يقين دارم “من” بين دو نفر بودم !
    چقدر تفاوت وجود داشت بين واقعيت و طرز فکر من !
    پاسخ

    :(((((((((((((
    چه اشتباه بـزرگيست ، تلخ کردن زندگيمان
    براي کسي که در دوري ما
    شيرين ترين لحظات زندگيش را سپري ميکند . .
    پاسخ

    آره واقعا
    کوچه ها را بلد شدم
    رنگهاي چراغ راهنما
    جدول ضرب
    ديگر در راه هيچ مدرسه اي گم نميشوم
    اما گاهي ميان آدمها گم ميشوم
    آدم ها را بلد نيستم.!
    پاسخ

    ميسي
    اينطور نميشود
    بايد يک غريق نجات هميشه همراهم باشد
    غرق در فکرت شدن اصلا دست خودم نيست …
    پاسخ

    آخيييييييييييي

    ديشب خدا در گوش من گفت: تورا چه به عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    گفت:تو در خوابي و عشقت در آغوش ديگري

    لبخندي زدمو گفتم:

    خدايا اين مخلوق توست شايد تو در خوابي

    و خبر از رسم روزگار نداري!!!

    پست فوق العاده اي بود


    پاسخ

    ميسيييييييييييييييي
    -از هرچه ميخوانم!!!
    براي هرکسي که ميخوانم!!!
    يا چه ميدانم......شايد نميخوانم!!!
    -از هر فصلي که بگويي!!!
    از هر فصلي که بشنوي!!!
    يا چه ميدانم.......نشنوي!!!
    دست اخر فقط برگ زرد ميبينم.......( حتي از دوست ) !!!
    اين واژه را دوست دارم.......دوست را دوست دارم !!!
    با تمام برگ ريزاني که دارد ......با تمام سرمايي که اتشم ميزند...
    آه!
    انگــــــار هــــــر روز من پايــــــيــــــــز است
    يا چه ميدانم...
    پاسخ

    خ خوشمل بود ممنون
    کف پايم زخمي است
    ودلم زخمي تر
    لحظه اي صبر نما
    تادلم را که به پايت افتاد،
    از زمين بردارم.
    سهم من از اين عشق - چه تفاوت دارد - سهم اين عشق کجاست؟
    تو که ما را به تمناي وصال آزردي،
    از چه آخر به دل ما غم هجران دادي؟
    در دلت چيست؟ بگو
    عشق ما يا غم او
    درد ما يا تب او
    تو نداني که چه درديست غم دل به زبان آوردن.
    ما که ديگر رفتيم؛
    ولي از عشق سخن با دل ديوانه نگو،
    که دلت از سنگ است و دل ديوانه از شيشه
    او که عاشق بشود،
    نکند فهم که سنگ از شيشه چه بدش مي آيد.
    عاقبت سنگ زد و شيشه شکست.
    کودکي اين را گفت؛
    و دل من بشکست.
    با خدا من گفتم درد دل از غم تو
    و خدا گفت به من،
    بنده کوچک من،
    دل او از سنگ است.
    پس تو بيهوده نکوش
    دل او از سنگ است
    پاسخ

    ميسي خ قشنگ بود:))))))))))))))))

    سلام آجي جونيم خوبي...؟

    براوو براوو برات دست زدم آجي جونم مثل پستاي قبليت عالي...


    پاسخ

    سلام...بدنيسم....واي شرمنده كرديداين حرفاچيه....ميسي:))))))))))))))
     <      1   2